شاهراه

مرد را دردی اگر باشد خوش است **** درد بی‌دردی علاجش آتش است

شاهراه

مرد را دردی اگر باشد خوش است **** درد بی‌دردی علاجش آتش است

شاهراه
Instagram:@shaer.moaser
Telegram:@shaerpublisher
طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۰۳ ب.ظ

همشنینی پهلوی و فساد

 مقالات:
-  سر آنتونی پارسونز (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): وی معتقد بود که امیرعباس هویدا و شاه آگاهانه چشمان خود را بر فساد گسترده دیگران در ارکان حکومت میبستند [۷۵۵].
-  سر دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): او در گزارش‌های خود در سال ۱۹۷۷ تاکید کرد که فساد به‌ویژه در فعالیت‌های خانواده سلطنتی به‌شدت گسترش یافته و به یکی از عوامل اصلی نارضایتی عمومی تبدیل شده بود [۷۸۳، ۷۹۸].
-  ریچارد هلمز (سفیر اسبق آمریکا در ایران و رئیس پیشین سیا): وی اظهار داشت که بارها درباره موضوعات ناخوشایندی همچون فساد و حقوق بشر با شاه گفتگو کرده، اما این تذکرات تا حدی پذیرفته میشد و پس از آن دیگر تأثیری بر رفتار شاه نداشت [۲۳۲].
-  عبدالمجید مجیدی (وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه): او در گفتگوهایش با شاه به معضل فساد اشاره کرده و معتقد بود که شاه از گزارش‌های مربوط به فساد و ناتوانی در دستگاه‌های دولتی ابراز نارضایتی و ناخشنودی میکرد [۲۸۸، ۳۳۵].
-  ارتشبد حسن علویکیا (قائم‌مقام اسبق ساواک): وی به وجود فساد در لایه‌های اداری و امنیتی اشاره داشته و تأیید میکند که گزارش‌های مربوط به فساد مقامات عالیرتبه در ساختار امنیتی و سیاسی کشور مورد بحث و بررسی قرار میگرفت [۱۳۰، ۱۳۱].
-  اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه): وی در سرفصل‌های خاطرات خود به موضوع فساد در میان اطرافیان دربار، از جمله موضوع «ایادی و فساد» اشاره کرده که نشان‌دهنده چالش‌های ناشی از این مسئله در حلقه‌های نزدیک به قدرت است [۶۲۸].
-  محمد یگانه (وزیر پیشین اقتصاد و دارایی و رئیس بانک مرکزی): او به عنوان یکی از مدیران ارشد اقتصادی، به تأثیرات مخرب فساد بر ساختار مالی کشور و ارتباط آن با عدم کارایی برخی برنامه‌های توسعه‌ای در اواخر دوره پهلوی پرداخته است [۴، ۱۳۴].
-  دکتر علی امینی (نخست‌وزیر): او معتقد بود اطرافیان شاه با مداخله در امور و ارائه گزارش‌های نادرست، عامل اصلی گسترش فساد بودند [۸۱۴، ۸۱۵]. وی همچنین به عدم سلامت نظام اداری و بوروکراتیک اشاره کرده است [۸۱۵].
-   دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد): او به رواج گسترده ارتشا و فساد در بخش‌های خصوصی و تلاش برخی مقامات برای پرداخت رشوه به وزرا اشاره دارد [۶۲۲، ۶۲۳]. او بر این باور بود که نبود متولی واحد در مدیریت منابع، بستری برای سوءاستفاده فراهم میکرد [۸۰۶].


-   ابونصر عضد قاجار (نواده مظفرالدین شاه): وی اطرافیان شاه را مشتی "دزد و رگلوا‌بچ" (چپاول‌گر) میدانست که تنها به دنبال منافع شخصی خود بودند [۴۸]. او همچنین به فساد در پروژه‌های بزرگ دولتی مانند امور برق و آب اشاره کرده است [۸۰].
-  تیمسار حسن علویکیا (قائم‌مقام ساواک): او به وقوع فساد و ارتشا در سطوح بالای نظامی اشاره کرده و محکومیت فرماندهانی چون عباس رمزیعطایی را نمونه‌ای از آن میداند [۴، ۴۸۱].
-  دکتر غلامرضا افخمی (تحلیل‌گر سیاسی): او فساد را نتیجه ساختاری قدرت متمرکز و نبود نظارت دقیق در نظام بوروکراسی پهلوی تحلیل میکرد [۲۰۷، ۲۲۳].
-  احمد احرار (روزنامه‌نگار): وی فساد را یکی از ویژگیهای بارز دستگاه پلیسی و اداری میدانست که منجر به نارضایتی گسترده عمومی شده بود [۳۴۰، ۳۷۲].
-  نادِر اردلان (معمار و شهرساز): او معتقد بود موقعیت‌های کلان اقتصادی در بخش واردات و صادرات، بستر بسیار مناسبی برای "گرافت" (اختلاس) و فساد ایجاد کرده بود [۹۰۱، ۹۱۷].
-  عباس رمزیعطایی (فرمانده سابق نیروی دریایی): او که خود به جرم ارتشا محکوم شده بود، حضور فساد مالی در سطوح ارشد فرماندهی نظامی را تأیید میکند [۴].
-   امین عالیمرد (معاون وزیر کشور): وی به وجود فساد اداری به عنوان مانعی بزرگ در مسیر اجرای اصلاحات و نوسازی کشور تأکید داشته است [۷۶۲، ۷۶۷].
-  مهشید امیرشاهی (نویسنده و روزنامه‌نگار): او معتقد بود فضای مادیگرایی افراطی در دهه ۱۳۵۰ منجر به ایجاد یک "اتمسفر ناسالم" و گسترش فساد در جامعه شده بود [۸۶۲].
-  ابوالفتح آتابای (مقام دربار): او ضمن دفاع کلی از شاه، اقرار میکند که برخی افراد نزدیک به دربار در فعالیت‌های غیرقانونی مانند قاچاق دخالت داشتند [۱۸۲].
-  دکتر علیاصغر حاج سید جوادی (نویسنده و فعال سیاسی): او فساد را نتیجه جدایی حکومت از مردم و حاکمیت طبقه برگزیده و نالایق بر مقدرات کشور میدید [۱۲۱].
-  پری اباسالتی (نماینده مجلس و روزنامه‌نگار): وی به نبود شفافیت مالی در تخصیص بودجه‌های پروژه‌های خاص و تأثیر آن بر سلامت اداری اشاره کرده است [۱۲۹].
-   آرچی بولستر (دیپلمات سفارت آمریکا): او معتقد است که تا دهه ۵۰ شمسی، فساد به یک مشکل کاملاً آشکار در حکومت تبدیل شده بود و شاه با حمایت‌های بیچون و چرای آمریکا، چشم خود را بر واقعیت‌های عینی و نارضایتیهای ناشی از آن بست [۲۹، ۴۹].

-  دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا): او به گزارش‌هایی درباره فساد مالی اطرافیان شاه از جمله در پروژه‌های توسعه جزیره کیش اشاره کرده و از قول دکتر اقبال نقل میکند که در اواخر دهه ۵۰، فساد در حکومت بدتر از همیشه شده بود [۱۳۸، ۱۹۹].
-   پیتر آوری (استاد دانشگاه و پژوهشگر): او تأکید دارد که در سال ۱۹۷۵ فساد به ابعاد وحشتناکی رسیده بود و داستان‌های متعددی از مبالغ هنگفت کمیسیون در قراردادها (معروف به کمیسیون در قرارداد) و فساد در خانواده سلطنتی وجود داشت [۳۰۵، ۳۰۶].
-  جورج میدلتون (دیپلمات بریتانیایی): او به نقل از دکتر مصدق اشاره میکند که نگران بود صنعتی شدن سریع و بدون برنامه، دهقانان را به طبقه‌ای فقیر و حاشیه‌نشین تبدیل کند که زمینه‌ساز ناهنجاری و فساد ساختاری شود [۸۸۹].
-  حبیب بهار (نماینده مجلس و مقام استانی): او به وجود فساد و عدم سلامت اداری در برخی مقامات عالیرتبه اشاره کرده و معتقد است تعاونیهای روستایی گاهی به جای خدمت، به ابزاری برای سوءاستفاده‌های مالی تبدیل میشدند [۱۹۷، ۳۹۰].
-  احمد بنیاحمد (نماینده مستقل مجلس): وی به صراحت از «فساد مالی در دستگاه دولت» سخن گفته و معتقد بود که تکنوکرات‌های تحصیل‌کرده غرب نیز نتوانستند مانع از گسترش این پدیده در بدنه حکومت شوند [۵۲۲، ۵۲۴].
-  رضا عظیمی (ارتشبد ارتش): او ضمن تأیید وجود شایعاتی درباره فساد مالی در ارتش، مدعی است که سازمان‌های بازرسی تلاش میکردند کنترل‌هایی اعمال کنند، هرچند برخی فرماندهان از بودجه‌ها برای خریدهای شخصی استفاده میکردند [۳۶۱].
-  محمد باهری (وزیر دادگستری و مقام دربار): او ضمن اشاره به پرونده‌های فساد در «دیوان کیفر»، معتقد بود که شاه شخصاً نسبت به فساد حساس بود و تلاش میکرد با مدرن کردن سیستم قضایی، با رشوه‌خواری کارمندان مقابله کند [۴۴۷].
-  لئون براسور (دیپلمات فرانسوی): او معتقد است که ثروت عظیم ناشی از نفت در دهه‌های آخر، باعث بروز فساد گسترده و تغییرات منفی در اخلاق و سنت‌های اجتماعی ایران شده بود [۶۰۵].
-   آلن پرایس داو (افسر اطلاعاتی سیا): او ذکر میکند که دولت آمریکا به سختی میتوانست واقعیت‌های مرتبط با فساد در خانواده شاه و درگیری آن‌ها در فعالیت‌های ناصواب را بپذیرد یا به آن واکنش نشان دهد [۶۱۰].
-  مهدی برادران قاسمی (فعال سیاسی): او به نقل از افسران جوان ساواک میگوید که آن‌ها از فساد دولتمردان قدیمی و سناتورهای سالخورده به شدت گله‌مند بودند و این موضوع را عامل تضعیف رژیم میدیدند [۳۱۱].
-  داریوش آشوری (نویسنده و روشنفکر): او فساد را فراتر از جنبه مالی، در ساختار سیاسی میبیند و معتقد است دخالت‌های خارجی و کودتای ۳۲، فضای سیاسی ایران را به مسیری ناسالم و فاسد سوق داد [۲۰۳].
-   غلامعلی فریور (وزیر صنایع در کابینه امینی): وی معتقد بود فساد به یک چالش بزرگ تبدیل شده بود و کابینه امینی تلاش کرد با دستگیری چندین جنرال به اتهام فساد، با آن مقابله کند [۵۷۳، ۱۴۲۸].
-  غلامرضا مقدم (قائم‌مقام سازمان برنامه و معاون بانک مرکزی): او به فساد در سطوح بالا اشاره داشت و معتقد بود در سال‌های آخر، گروه‌هایی از تکنوکرات‌های نزدیک به هویدا، پرونده‌های مستندی از موارد فساد جمع‌آوری کرده بودند [۱۳۷۹، ۸۵۰].
-  شاهرخ گلستان (فیلم‌بردار و مستندساز دربار): وی به فقدان اخلاق و وجود فساد اداری در نهادهای حکومتی، به‌ویژه در وزارت فرهنگ و هنر و سیستم حمایتی دربار اشاره میکند [۲۷، ۲۹].
-  ایرج گرگین (مدیر رادیو و تلویزیون ملی): او به سوءمدیریت و پتانسیل سوءاستفاده از قدرت در سازمان‌های دولتی اشاره کرده و از عدم شفافیت در هزینه‌کردهای کلان انتقاد داشت [۳۶، ۳۷].
-  منوچهر گودرزی (وزیر مشاور و رئیس سازمان امور اداری): وی فساد را در قالب سوءاستفاده از منابع دولتی (مانند خرید گوشت) و ناکارآمدیهای اداری که منجر به نارضایتی عمومی شد، توصیف میکند [۱۱۰، ۱۱۱].
-   هرمز حکمت (استاد دانشگاه و فعال سیاسی): او بر این باور بود که قدرت مطلقه شاه به حالتی از فساد منجر شده بود که باعث بیزاری مردم و گرایش آن‌ها به سوی مخالفان شد [۱۵۷].
-  داریوش همایون (وزیر اطلاعات و جهانگردی): وی معتقد بود فساد سیستمی و «مصرف نمایشی» پس از سال ۱۹۷۳، ابزارهای ناکارآمدی بودند که حمایت مردمی از رژیم را از بین بردند [۱۷۴، ۱۸۶].
-  فریدون هویدا (سفیر ایران در سازمان ملل): او تأکید داشت که فساد به بالاترین سطوح خاندان سلطنتی نفوذ کرده بود (مانند شایعات قاچاق مواد مخدر) و این موضوع خشم عمومی را برانگیخت [۱۹۳، ۲۰۴].
-  ویلیام لهفلد (مستشار اقتصادی سفارت آمریکا): وی مشاهده کرده بود که فساد به سطوح بالای خاندان سلطنتی رسیده و شرکت‌های آمریکایی برای انجام کارها ناچار به پرداخت مبالغی بودند [۱۳۶۹، ۱۳۷۵].

-  جان اروین (دیپلمات آمریکایی): او معتقد بود قدرت مطلق شاه به مرحله‌ای از فساد رسیده بود که باعث نارضایتی وسیع داخلی و سقوط نهایی رژیم شد [۱۰۸۴].
-  کاظم جفرودی (سناتور و نایب‌رئیس مجلس سنا): وی به فساد گسترده در معاملات زمین و دلالیهای کلان که هزینه‌های سنگینی به خدمات شهری و دولت تحمیل میکرد، اشاره دارد [۱۱۰۹].
-  غلامحسین جهانشاهی (وزیر بازرگانی): او تمرکز بیش از حد قدرت سیاسی در دست شاه را عامل اصلی گسترش فساد و از بین رفتن انضباط اداری میدانست [۱۱۷۲، ۱۱۷۳].
-  مظفر جندقی (نماینده مجلس و بازرگان): وی فساد را یک واقعیت سیستمی توصیف میکرد که در آن بدون پرداخت رشوه یا پارتیبازی، پیشبرد امور در دستگاه‌های دولتی تقریباً غیرممکن بود [۱۲۱۱، ۱۳۷۵].
-  خداداد فرمانفرمائیان (رئیس سازمان برنامه و کل بانک مرکزی): او فساد را به مثابه یک «جالوت» (غول) توصیف میکرد که در تمام ارکان رسوخ کرده بود، اگرچه برخی وزرا را شخصاً پاک‌دست میدانست [۱۵۵۵، ۱۶۰۸].
-  حمید قاجار (مسئول در کنسرسیوم نفت): وی صراحتاً بیان میکند که در زمان فعالیتش در شرکت نفت، شاهد وجود «فساد در تمام سطوح» اداری و اجرایی بوده است [۱۴۴۳].
-  عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان و وکیل): او به وجود فساد در سیستم قضایی و اداری اشاره داشته و مبارزه با آن را یکی از مطالبات اصلی حقوقدانان پیشرو میدانست [۱۳۳۲].
-  حسن حاجی سیدجوادی (روزنامه‌نگار): وی از فقدان اخلاق اداری و وجود فساد در نهادهای امنیتی و اجرایی که پوششی برای تثبیت قدرت بودند، سخن گفته است [۱۱۸، ۱۱۹].
-  دریادار سید احمد مدنی (فرمانده نیروی دریایی و فعال سیاسی): وی معتقد بود فساد در نظام پهلوی «از صدر تا ذیل» ریشه دوانده بود و اطرافیان شاه و مستشاران خارجی در فساد غوطه‌ور بودند که همین امر باعث دلسردی نیروهای مخلص میشد [۳، ۷].
-  عبدالمجید مجیدی (وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه): او به وجود «فساد اداری» و ناهماهنگی در مدیریت کلان اشاره دارد و ذکر میکند که در سال‌های آخر حتی با شاه درباره مسئله فساد و لزوم رسیدگی به آن بحث و گفتگو کرده است [۱۹۸، ۲۱۰، ۲۶۱].
-  آرمین میر (سفیر سابق ایالات متحده در ایران): او فساد را یکی از عوامل داخلی سقوط شاه میداند و بر «امتیازات ویژه و فساد» در دربار، خانواده سلطنتی و ریخت‌وپاش‌های غیرضروری تأکید دارد [۳۲۳، ۳۲۹].
-  ملک‌تاج محی (فعال اجتماعی و نماینده مجلس): وی به مواردی از فساد در میان نزدیکان دربار اشاره کرده و معتقد است گزارش‌هایی درباره فساد اطرافیان به شاه داده میشد، اما برخورد قاطع صورت نمیگرفت [۵۰۲، ۵۳۲].
-  اسدالله نصر اصفهانی (استاندار و وزیر کشور): او بر لزوم تغییر «مقامات فاسد» تأکید داشت و به پرونده‌های خاصی از فساد و سوءاستفاده از قدرت در سطح محلی و نزدیکان به کانون قدرت اشاره کرده است [۷۷۷، ۸۰۷].
-  نیره ابتهاج سمیعی (نماینده مجلس شورای ملی): وی ضمن دفاع نسبی از ساختار حکومت، معتقد بود که «نقص حکومتی» به آن معنا وجود نداشت، اما خیانت برخی افراد و ضعف‌های اداری را به عنوان مشکلات جدی میپذیرفت [۸۱۸].
-   دکتر قاسم معتمدی (وزیر بهداری و رئیس دانشگاه): او به وجود گزارش‌هایی درباره فساد در ایران اشاره میکند، هرچند معتقد است که برخی از این گزارش‌ها توسط منابع خارجی یا مخالفان با اغراق همراه میشد [۷۷۲].
-  تیمسار احمدعلی محققی (فرمانده ژاندارمری): او به تضادها و اختلافات درونی دولت اشاره دارد که ناشی از منافع شخصی برخی دولتمردان (مانند اختلافات بر سر اصلاحات ارضی) و عدم توجه به حقوق عمومی بود [۴۵۹، ۴۶۲].
-  کیمبیز محمودی (از مدیران رادیو و تلویزیون ملی): او به نفوذ روابط و توصیه‌ها در ساختار اداری اشاره دارد و معتقد است که بروکراسی وقت گاهی مانع از اجرای درست برنامه‌ها و باعث ایجاد نارضایتی میشد [۱۵۰، ۱۸۹].
نکته: در منابع ارائه شده، برخی دیگر از افراد مانند «محمدعلی مجتهدی» یا «مصطفی مصباح‌زاده» بیشتر بر چالش‌های اداری، آموزشی و سانسور تمرکز کرده‌اند تا تحلیل مستقیم واژه «فساد اقتصادی»، هرچند نارساییهای سیستمی را تأیید میکنند. [۵۴۱، ۵۹۸]
-  سر پیتر رامزبوتام (سفیر بریتانیا در ایران):
وی معتقد بود شاه نسبت به آز و طمع اعضای خانواده‌اش ضعیف بود و با اجازه دادن به آن‌ها برای کسب سودهای کلان، چهره رژیم را نزد مردم تخریب کرد [۱۶۰، ۱۷۸]. او همچنین ذکر میکند که شاه معتقد بود تجار و کارمندان باید بتوانند از طریق «کمیسیون» (رشوه) درآمد داشته باشند و این را بخشی از چرخه اقتصاد میدید [۱۶۲].

-  فاطمه پاکروان (همسر سرلشکر حسن پاکروان):
او تأکید داشت که برخی از خانواده‌های قدرتمند و اطرافیان دربار، کنترل شدیدی بر تمامی فعالیت‌ها و امور مالی دربار داشتند و پروژه‌ها را به نفع خود پیش میبردند [۱۲۵، ۱۲۶]. وی همچنین به تلاش اطرافیان شاه برای آلوده کردن افراد سالمی چون همسرش به فساد مالی اشاره میکند [۷۹].
-  ریچارد فرای (ایران‌شناس و استاد دانشگاه):
او بر این باور بود که در سال‌های پایانی، این تصور در ایران حاکم شده بود که هر کسی در دولت و دربار فروختنی است و تملق‌گویان تنها به دنبال پر کردن جیب خود از ثروت ملی بودند [۳۷۰، ۳۷۶]. او افرادی مانند شجاع‌الدین شفا را نمونه‌ای از این فرهنگ سهم‌خواهی میدانست [۳۷۰].
-  فیلیپس تالبوت (دیپلمات بلندپایه آمریکایی):
او خاطرنشان میکند که محمدرضا شاه علیرغم اجرای برنامه‌های نوسازی، توانایی یا اراده لازم برای ریشه‌کن کردن فساد در سطوح بالای حکومت را نداشت [۶۹۹].
-  مجید رهنما (وزیر علوم و آموزش عالی):
وی به سوءاستفاده‌های گسترده و فساد مالی در پروژه‌های عمرانی روستایی (مانند پروژه الشتر) اشاره کرده و معتقد بود این اقدامات باعث بدبینی عمیق مردم به طرح‌های دولتی میشد [۲۸۸].
-  والارضا محمودرضا پهلوی (برادر شاه):
او وجود فساد را بیشتر در بروکراسی اداری میدید که سد راه کارآفرینان بود، اما در عین حال معتقد بود که اتهامات فساد علیه خانواده سلطنتی اغلب مبالغه‌آمیز و ناشی از جو سیاسی بود [۳۸، ۴۰].
-  امیر پورشجاع (پیشخدمت خاصه و مباشر دربار):
او مدعی است شاه نسبت به گزارش‌های فساد حساس بود و در مواردی که گزارشی از فساد مالی اطرافیان یا خانواده‌اش دریافت میکرد، دستور میداد رئیس دفتر نظامیاش (مانند سرلشکر ایادی) موضوع را فوراً پیگیری کند [۱۸۸].
-  ژنرال الیس ویلیامسون (فرمانده مستشاران نظامی آمریکا در ایران):
او ذکر میکند که در زمان مسئولیتش، تمامی قراردادهای بزرگ نظامی بررسی میشد تا از پرداخت حق‌کمیسیون‌های غیرقانونی و اعمال نفوذ تاجران آمریکایی جلوگیری شود [۸۷۷].
-  دین راسک (وزیر امور خارجه آمریکا):
او فساد را در ساختارهای سنتی نیز میدید و معتقد بود شاه با گرفتن حق فروش آب از دست روحانیون (که آن را نوعی اخاذی سنتی میدانست)، سعی داشت منابع مالی غیرقانونی آن‌ها را قطع کند [۴۴۲].
-  جان استوتسمن (دیپلمات آمریکایی):
او ضمن تمجید از نیت‌های مدرن‌سازی شاه، اذعان داشت که نفوذ بیش از حد خواهر دوقلوی شاه (اشرف) در امور اقتصادی و سیاسی، یکی از نقاط ضعف رژیم در بحث فساد بود [۶۵۶].
-   دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): او به شهرت منفی برخی اعضای خانواده سلطنتی، به‌ویژه شاهدخت اشرف، در زمینه فساد و بدنامی اشاره کرده و معتقد بود در سال‌های پایانی، ولع مالی میان مقامات تهران به‌طرز تحمل‌ناپذیری افزایش یافته بود [۲۲]، [۱۵].
-   گراتیان یاتسویچ (رئیس اسبق ایستگاه سیا در ایران): وی بر وجود فساد آشکار در میان اعضای خانواده سلطنتی، نظام اداری و فرماندهان عالیرتبه نظامی تأکید داشت و معتقد بود شاه از فساد مالی به عنوان روشی برای کنترل و وابستگی مقامات به خود استفاده میکرد [۱۱۳]، [۱۱۴].
-   علی امینی (نخست‌وزیر اسبق ایران): او فساد را در دستگاه‌های اداری و میان رجال سیاسی بسیار گسترده میدانست و تصفیه مقامات فاسد و مبارزه با سوءاستفاده‌های مالی را از اولویت‌های اصلی و شرط بقای حکومت میشمرد [۷۲۲]، [۷۶۴].
-  ناصر یگانه (رئیس اسبق دیوان عالی کشور): وی به وجود پرونده‌های متعدد اختلاس و جرایم مالی در دستگاه قضایی اشاره کرده و از نفوذ و مشکلات مالی مربوط به نهادهایی مانند بنیاد پهلوی سخن گفته است [۲۱۹]، [۲۷۶].
-  ناصر ذوالفقاری (شهردار اسبق تهران و نماینده مجلس): او به سوءاستفاده از بودجه‌های عمومی، وجود کانون‌های فساد در شهرداری و پروژه‌های عمرانی، و تلاش برخی دولت‌ها برای مقابله با این معضل اشاره داشته است [۴۸۴]، [۵۴۳].
-  پرویز یارافشار (رئیس دفتر اسبق سپهبد زاهدی): وی معتقد بود دخالت فزاینده اعضای خانواده سلطنتی در معاملات تجاری بزرگ و نفوذ آن‌ها در ساختار اقتصادی کشور، یکی از عوامل اصلی بروز نارضایتی و فساد بوده است [۲۴]، [۱۱].
-  طاهر ضیایی (وزیر اسبق صنایع و معادن): او به نفوذ اقتصادی بنیاد پهلوی و فشارهای ناشی از دخالت‌های غیرقانونی در بخش خصوصی و صنعت به عنوان بسترهای ایجاد فساد اشاره کرده است [۴۱۰]، [۴۱۲].
به طور خلاصه، اکثر مصاحبه‌شوندگان بر سیستمی بودن فساد**، **دخالت خانواده سلطنتی در امور مالی و استفاده سیاسی شاه از این معضل اتفاق نظر دارند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی