شاهراه

مرد را دردی اگر باشد خوش است **** درد بی‌دردی علاجش آتش است

شاهراه

مرد را دردی اگر باشد خوش است **** درد بی‌دردی علاجش آتش است

شاهراه
Instagram:@shaer.moaser
Telegram:@shaerpublisher
طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پهلوی» ثبت شده است

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۰۳ ب.ظ

همشنینی پهلوی و فساد

 مقالات:
-  سر آنتونی پارسونز (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): وی معتقد بود که امیرعباس هویدا و شاه آگاهانه چشمان خود را بر فساد گسترده دیگران در ارکان حکومت میبستند [۷۵۵].
-  سر دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): او در گزارش‌های خود در سال ۱۹۷۷ تاکید کرد که فساد به‌ویژه در فعالیت‌های خانواده سلطنتی به‌شدت گسترش یافته و به یکی از عوامل اصلی نارضایتی عمومی تبدیل شده بود [۷۸۳، ۷۹۸].
-  ریچارد هلمز (سفیر اسبق آمریکا در ایران و رئیس پیشین سیا): وی اظهار داشت که بارها درباره موضوعات ناخوشایندی همچون فساد و حقوق بشر با شاه گفتگو کرده، اما این تذکرات تا حدی پذیرفته میشد و پس از آن دیگر تأثیری بر رفتار شاه نداشت [۲۳۲].
-  عبدالمجید مجیدی (وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه): او در گفتگوهایش با شاه به معضل فساد اشاره کرده و معتقد بود که شاه از گزارش‌های مربوط به فساد و ناتوانی در دستگاه‌های دولتی ابراز نارضایتی و ناخشنودی میکرد [۲۸۸، ۳۳۵].
-  ارتشبد حسن علویکیا (قائم‌مقام اسبق ساواک): وی به وجود فساد در لایه‌های اداری و امنیتی اشاره داشته و تأیید میکند که گزارش‌های مربوط به فساد مقامات عالیرتبه در ساختار امنیتی و سیاسی کشور مورد بحث و بررسی قرار میگرفت [۱۳۰، ۱۳۱].
-  اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه): وی در سرفصل‌های خاطرات خود به موضوع فساد در میان اطرافیان دربار، از جمله موضوع «ایادی و فساد» اشاره کرده که نشان‌دهنده چالش‌های ناشی از این مسئله در حلقه‌های نزدیک به قدرت است [۶۲۸].
-  محمد یگانه (وزیر پیشین اقتصاد و دارایی و رئیس بانک مرکزی): او به عنوان یکی از مدیران ارشد اقتصادی، به تأثیرات مخرب فساد بر ساختار مالی کشور و ارتباط آن با عدم کارایی برخی برنامه‌های توسعه‌ای در اواخر دوره پهلوی پرداخته است [۴، ۱۳۴].
-  دکتر علی امینی (نخست‌وزیر): او معتقد بود اطرافیان شاه با مداخله در امور و ارائه گزارش‌های نادرست، عامل اصلی گسترش فساد بودند [۸۱۴، ۸۱۵]. وی همچنین به عدم سلامت نظام اداری و بوروکراتیک اشاره کرده است [۸۱۵].
-   دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد): او به رواج گسترده ارتشا و فساد در بخش‌های خصوصی و تلاش برخی مقامات برای پرداخت رشوه به وزرا اشاره دارد [۶۲۲، ۶۲۳]. او بر این باور بود که نبود متولی واحد در مدیریت منابع، بستری برای سوءاستفاده فراهم میکرد [۸۰۶].

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲ ۲۵ دی ۰۴ ، ۱۴:۰۳
رسول قبادی

مقدمه

در سال‌های اخیر، به‌ویژه در گستره فضای مجازی و برخی محافل اجتماعی، شاهد ظهور و گسترش موجی قابل تأمل از نوستالژی نسبت به دوران پهلوی هستیم. این پدیده غالباً با بازنشر گزینشی فیلم‌ها، تصاویر و روایت‌هایی همراه است که تصویری رمانتیک، مرفه و به‌ظاهر باشکوه از آن دوران ترسیم می‌کنند؛ تصاویری از خیابان‌های مدرن تهران قدیم، کاخ‌های مجلل، مهمانی‌های پر زرق و برق طبقات بالا و پروژه‌های عمرانی. این بازنمایی‌ها معمولاً با آه و حسرت و مقایسه‌هایی چون «چه بودیم، چه شدیم؟» همراه می‌شوند. با این حال، بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این موج نوستالژیک، در بسیاری موارد، نه بر پایه خاطرات واقعی و مشترک اکثریت جامعه، بلکه بر ستون‌های سستِ توهم تعلق طبقاتی، تحریف هدفمند تاریخ، و نادیده گرفتن عامدانه واقعیت‌های تلخ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن دوران استوار است. این نوشتار در پی آن است که با نگاهی انتقادی و عمیق‌تر، ابعاد مختلف این پدیده را بکاود و به ضرورت شکل‌گیری درکی منصفانه‌تر و واقع‌بینانه‌تر از تاریخ معاصر ایران تأکید ورزد.

۱. مغالطه تعلق طبقاتی و حسرت دروغین: نادیده گرفتن شکاف عمیق اجتماعی

یکی از بنیادین‌ترین و گمراه‌کننده‌ترین جنبه‌های این نوستالژی، القای توهم وجود «خاطرات مشترک» و تجربه‌ای یکسان برای تمامی اقشار جامعه ایران در دوران پهلوی است. بسیاری از افرادی که امروز با دیدن تصاویر کاخ مروارید، مجالس رقص اشرافی، یا سبک زندگی لوکس بخشی از نخبگان آن عصر، حسرت می‌خورند، در واقعیت امر، اگر در همان دوران نیز می‌زیستند، به احتمال قریب به یقین، هیچ سهمی از آن تجملات و رفاه به نمایش درآمده نداشتند. این حسرت، اغلب از سوی کسانی ابراز می‌شود که متعلق به طبقات فرودست یا متوسط جامعه بوده‌اند (و چه بسا برخی از آن‌ها به برکت تحولات اجتماعی و افزایش تحرک اجتماعی پس از انقلاب ۱۳۵۷ – با وجود تمام چالش‌هایش – به جایگاهی در طبقه متوسط دست یافته‌اند که شاید در ساختار صلب‌تر اجتماعی دوران پهلوی برایشان متصور نبود).

همانطور که یکی از منتقدان به درستی اشاره می‌کند: «آن کاخی که خواهر شاه به معمار امریکایی دستور داده بود براش بسازه، جزء خاطرات مشترک ما دهقان‌زاده‌ها هم هست؟». واقعیت انکارناپذیر آن دوران، وجود شکاف طبقاتی عمیق بود. بخش عظیمی از جامعه ایران، شامل دهقانان، روستاییان، کارگران، حاشیه‌نشینان شهری و اقشار کم‌درآمد، دسترسی بسیار محدودی به امکانات اولیه رفاهی، بهداشتی، آموزشی مدرن و فرصت‌های برابر داشتند و زندگی روزمره آن‌ها هیچ شباهتی به تصاویر پر زرق و برقی که امروز به عنوان نماد «دوران طلایی» بازنشر می‌شود، نداشت.

این وضعیت، شباهت معناداری به حسرت خوردن برخی افراد برای مجالس اشرافی و زندگی‌های لوکس امروزی دارد؛ مجالسی که همچنان برای طبقه خاصی برگزار می‌شود، اما حسرت‌خورندگان، نه در گذشته و نه امروز، جایی در آن نداشته و ندارند. بنابراین، این نوستالژی بیش از آنکه ریشه در خاطره‌ای واقعی داشته باشد، نوعی «توهم تعلق» به طبقه‌ای است که فرد هرگز جزئی از آن نبوده و صرفاً در یک فانتزی نوستالژیک، خود را در آن رفاه و تجمل سهیم می‌پندارد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۱ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۸:۱۹
رسول قبادی
دوشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ق.ظ

پاسخ به شبهات!

طی چند روز پیش در شبکه های مجازی سوالات مکرری نشر و بازنشر میشود که برآن شدیم تا پاسخ آن را بدهیم.

[لازم به ذکر است مواردی از متن به علت مطالب دور از اخلاق عمومی حذف و یا معادل بهتر آن نوشته شده است.]

چند نکته مهم در متن مشهود است که با خواندن آن‌ها می‌توانید به بی‌پایه و اساس بودن کل متن پی ببرید.

  1. نویسنده زحمت نکشیده است یک عملیات ضرب و تقسیم انجام دهد تا به‌جای 40 هزار تومان ننویسد 300 میلیون تومان.
  2. بازنشر کننده حتی به ناقص بودن متن خود در انتها پی نبرده است که ما آن را کامل کردیم!
  3. نویسنده به مدت طولانی به اینترنت دسترسی نداشته و سایت‌های معتبر و اخبار را چک نمی‌کند.
  4. بازنشر کننده متنی را بازنشر کرده است که در چند ماه اخیر به آن پاسخ عمومی و بین‌المللی داده‌شده است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۹
رسول قبادی